تبليغاتX
اتاقي از آن خود
وب نوشت هاي آزيتا حقيقي جو

نگاهي‌ به مجموعه‌ شعر "باغبان‌ جهنم" سروده‌ي‌ محمد شمس‌ لنگرودي‌

 

شعر، حاصل‌ تقابل‌ عناصر بيروني‌ با يافته‌هاي‌ دروني‌ شاعر، درگيري‌ اين‌ دو با يكديگر و پختگي‌ اين‌ عناصر در جريان‌ اين‌ درگيري‌ست. آنچه‌ در نهايت‌ از اين‌ تقابل‌ به‌ دست‌ مي‌آيد اگر نتوانسته‌ باشد، پيشنهاد جديديا كاركرد متمايزي‌ از آن‌ عناصر به‌ دست‌ بدهد طبق‌ تعريف‌ امروز از شعر، نمي‌توان‌ نام‌ شعر بر آن‌ نهاد.

يك‌ شي‌ يا يك‌ اتفاق‌ از فضاي‌ پيراموني‌ شعر نمي‌تواند به‌ خودي‌ خود شعريت‌ داشته‌ باشد مگر اينكه‌ در موقعيتي‌ خاص‌ و متمايز از پيش‌ در شعر ايفاي‌ نقش‌ كند. در شعر امروز، هر اتفاق‌ و هر شي‌ و هر چيزي‌ كه‌ موجوديت‌ دارد يا ندارد مي‌تواند به‌ قلمرو شعر راه‌ يابد و آن‌ حالت‌ تقدس‌ و چارچوب‌ متافيزيكي‌ كه‌ پيشتر براي‌ شعر قائل‌ بودند تا حد زيادي‌ - خصوصا در كار شاعراني‌ كه‌ جسارت‌ دست‌ زدن‌ به‌ تجربه‌هاي‌ تازه‌ را دارند - از ميان‌ رفته‌ است. اما اين‌ به‌ كارگيري‌ آزادانه‌ كلمات‌ و اتفاقات‌ در شعر به‌ اين‌ معني‌ نيست‌ كه‌ آنها را به‌ صورت‌ مواد خام‌ بدون‌ دخل‌ و تصرف‌ و بي‌آنكه‌ از صافيهاي‌ متعدد ذهن‌ شاعر گذشته‌ باشد، شعر تلقي‌ كنيم. گاهي‌ تعابيري‌ كه‌ پيشتر، از اين‌ عناصر مد نظر بوده‌ در طول‌ زمان‌ آن‌ قدر مورد استفاده‌ قرار گرفته‌ و مستعمل‌ شده‌ كه‌ معناي‌ ضمني‌ آنها پيش‌ از معناي‌ واقعي‌شان‌ به‌ ذهن‌ مخاطب‌ مي‌رسد. مثلا امروز مخاطبين‌ عام‌ و غير حرفه‌اي‌ شعر نيز با شنيدن‌ نام‌ ماه‌ به‌ ياد صورت‌ معشوق‌ و با خواندن‌ كلمه‌ي‌ نرگس‌ به‌ ياد چشم‌ يار مي‌افتند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط آزيتاحقيقي جو در ساعت 21:0 | لینک  | 

یک سالی می شود که مجموعه شعری منتشر کرده ام با نام من از اولش اشتباه بودم.کوروش رنجبر نقدی بر این کتاب نوشته که امروز در روزنامه شرق منتشر شده است.در این نقد می خوانیم:

"شعر دهه هفتاد با همه افت و خيزهايش تاثير بسزايى در نوع نگاه شاعران جوان داشته است و شاعرانى كه در دهه هشتاد اقدام به چاپ كتاب كرده اند اگرچه به نوعى ادامه دهنده همان جريان هستند ولى رفتارشان با زبان از جنس ديگرى است، يعنى نه آن شتابزدگى در اجراى بازى هاى زبانى ديده مى شود و نه يكسره تن به هنجارهاى از پيش پذيرفته شده داده اند كه نمونه افراطى اش را در شعر دهه شصت ديديم، با انبوهى از شعرهايى كه بى تفاوت به زبان بودند. زير سئوال بردن قراردادهاى قطعى شده در شعر و تجربيات مختلف در فرم و فضاى آن از ديگر مشخصه هاى شعر اين شاعران است.
در ميان زنان شاعر نيز اين مولفه ها به خصوص در كار چند شاعر ديده مى شود....
ادامه

نوشته شده توسط آزيتاحقيقي جو در ساعت 11:48 | لینک  | 

"شعر به استقلال فكري وابسته است.و زنان هميشه فقير بوده اند ، نه فقط در دويست سال اخير ، بلكه از آغاز تاريخ. زنان ، در مقايسه با پسران بردگان آتني ، استقلال فكري كمتري داشته اند. پس زنان كوچكترين شانسي براي سرودن شعر نداشتند. به همين دليل است كه من اين اندازه روي پول و اتاقي از آن خود تاكيد مي كنم."

اتاقي از آن خود،ويرجينيا وولف

نوشته شده توسط آزيتاحقيقي جو در ساعت 22:50 | لینک  |