تبليغاتX
اتاقي از آن خود
وب نوشت هاي آزيتا حقيقي جو

چیزی حدود یک ساعت از نیمه شب گذشته باشد ودلت مثل پاره آجری توی سینه ات سنگینی کند و سمفونی شکست ـ تو بگو شکستن ـ در گوشت بنوازد و یاد" وانهاده ی" دوبوار بیفتی ...چه حالی پیدا می کنی؟...درست همان حال را دارم.یعنی این روزها می گذرد؟
نوشته شده توسط آزيتاحقيقي جو در ساعت 1:20 | لینک  |