سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
فکر می کردم که برای یک روز ارتباطم رو با همه قطع کردم.بعد که بیشتر فکر کردم فهمیدم که نه !خاموش کردن موبایل و جواب ندادن به تلفن و بیرون نرفتن از خونه فقط برای این بوده که به یک آدم مشخص فکر نکنم.ولی تمام اینها یعنی اینکه توی این یک روز فقط داشتم به این آدم مشخص فکر می کردم.اینکه هنوز یک نفر برای من نماینده ی "همه" است نشون می ده که حالم هیچ خوب نیست.
نوشته شده توسط آزيتاحقيقي جو در ساعت 1:4 | لینک
|
یکشنبه دهم تیر 1386
این چیزیست که من اسمش را می گذارم گسترش تنهایی!
گشتن و پیدا کردن آدمهاو به زور نشاندنشان کنار خودت و جستجو ـ تو بگو ساختن - نقاط مشترک جعلی و کشتن روزها و لحظه هایی که می توانی به تنهایی در تنهایی خودت بمیری این کار را جلوی چشم هایی می کنی که به زور کنار خودت نشانده ای.
شدیدا در حال گسترش تنهایی ام هستم.خدا به خیر کند!
نوشته شده توسط آزيتاحقيقي جو در ساعت 6:21 | لینک
|
